معماری امروز ایران و جهان در گفتگو با کامران دیبا

  به نظرشما، چه راهی برای برون رفت از این معماری مغشوش، به ظاهر متکثر و نا پیوسته ی ایران وجود دارد؟ راهی که صرفاً ناگزیر به بازگشت مستقیم به معماری ماضی ایران نباشد و در عین حال وحدتی به وجود آورد که جوابگوی سازه های مدرن امروز باشد؟

- این مستلزم یک اندیشه ی انسانی بارز و حاکم است، که باید از ناحیه ی کلیه ی ارگان ها، وزارتخانه ها و نهادهای عمومی برای احترام گذاشتن به شهروندان و براساس مشارکت آنها به وجود بیاید. این اندیشه از لحاظ معماری و شهرسازی اصلاً وجود ندارد. فضاهای خالی ای هم که باقی می ماند، در این شتاب معماری سوداگرایانه، به یکسری جاده و پارک اختصاص پیدا می کند، که اصلاً کفایت ندارد.

درباره ی معماری ما می دانیم که تقلید و کپی برداری از گذشته، به علت تغییرات مکانی و زمانی دیگر اصلاً میسر نیست، اما از طرفی، افراد متخصص هم به علت فشار و حاکمیت آرمان های غربی هنوز مشکل توانسته اند برای خود و کشور خود زبانی پیدا کنند. زبانی که منطبق با محیط، اما توأم با کلیه ی پیشرفت های جهانی در زمینه های علمی و تکنولوژیک باشد. ارگان ها و وزارتخانه های ذیربط باید متوجه باشند، که یک شهر صرفاً با طراحی شهری به وجود نمی آید و در این وادی دست و پازدن بیهوده است. سامان یک شهر حالا نیازمند تخصص های میان رشته ای مانند جامعه شناسی، روانشناسی، فلسفه و … است.

▪ آنچه معماری ما را از معماری مدرن غرب متمایز می کند، جدا از جوهره ی بومی و رویکردهای اقلیمی و تاریخی، همان فرانگری های فکری و فلسفی پنهان در باطن معماری است. به نظر شما چه معیاری برای ورود به این فضاهای اندیشیده شده ی ایرانی و غربی در کل وجود دارد؟

- در گذشته فرهنگ، اندیشه و معنویت ویژه ای در کشور ما وجود داشت. امروزه با هجوم اطلاعات و مسائل جهانی، مشکل می توان شخصیت یکپارچه ای را در انسان یافت. این اتصالی در ذهنیت، که نوعی التقاط و اغتشاش را در منش و روش به همراه دارد، موجب می شود در ساخت و ساز هم این ناهنجاری و اغتشاش بروز کند. ما تداوم فرهنگی را از دست داده ایم و جامعه ای هستیم که در آن نه چندان معنویت حاکم است و نه چندان خرد و عقل استدلالی، که درغرب می بینیم. یعنی کاملاً در میان پرده گیر کرده ایم و جوان ها اغلب نمی دانند که به کدام بخش از جهان توجه نمایند بویژه اینکه زیرپای خودشان هم بسیار سست شده است!

 

▪ به نظر می رسد ارزشهای معماری مدرن غرب در گذار به دورانی که «پست مدرنیسم» می نامیم، دچار دگرگونی هایی شده، که به قول شما «حاصل تراکم در محتوا و قالب های کاربردی سلسله ارزش های شفاف، انسانی، فلسفی و اجتماعی» است. از طرفی طی ۸۰ سال معماری معاصر ایران، ما نوعی معماری التقاطی را شاهد بوده ایم که نه ارزش های مسلم خودی را برتابیده و نه ارزشهای تثبیت شده ی معماری مدرن غرب را. آیا می توان به سازه های حاصل از چنین تشتتی عنوان معماری پست مدرن داد؟

- مسائل پست مدرن در معماری بیشتر به ادا و اطوارهایی در رو بنای ساختمان تبدیل شده و امروزه دیگر به عنوان یک شیوه و سبک چندان جایگاهی ندارد. چیزی که باقی مانده، مفاهیم مدرنیته است که آرمان هایی چون جامعه مدنی، عدالت زیست فضایی، مساوات و مشارکت مردمی، تساهل و تسامح برای دریافت نظریات دیگری، آزادی بیان برای ابراز وجودی بیدار و بسیاری مسائل ریشه ای و فلسفی انسانی را در معماری به همراه دارد و می تواند به معماری نوین ایران و کشورمان تشکل ببخشد.

معماری مطلوب و شهر مطلوب باید در یک بستر آزاد به وجود بیاید و عوامل تأثیرگذار آن منتج از ارتباط با علوم انسانی و ذهنیت نو و پویایی بشری باشد. دراین ذهنیت، کشور و میراث فرهنگی خودمان همیشه و همواره باید حاضر و بیدار باشد، وگرنه که همدیگر را کاملاً از دست می دهیم.

▪ چه عواملی در «تحویل گری» معماری از سنتی به سنت دیگر یا از بدعتی به بدعت دیگر مؤثرند وبه یک واحد معماری در مقطعی زمانی، جنبه ی سرنمونی می بخشند؟ در عین حال خواهش می کنم که خیلی اجمالی به گسست های معماری در چند دهه ی اخیر ایران اشاره بفرمایید!

- من فکر می کنم اگر بخواهیم نوعی معماری به وجود بیاوریم، که ماندگار و با ارزش باشد، نباید از شکل آغاز کنیم. بلکه باید در آن نطفه های انسانیت، عدالت، برادری و آزادی را بکاریم .معماری ای که با این بارمایه به وجود می آید، حتماً در طول تاریخ به علت نوبودن در آرمان های جوهری خود، حرف جدیدی خواهد زد و خیلی مهم نیست که آن را با بتون، فلز یا آجر بسازید. در معماری معاصر خودمان شیوه یا مکتب حاکمی را نمی توان بطور روشن نام برد، ولی آثار منفردی وجود دارند، که هر کدام بار مثبتی همراه داشته اند. برخی کارهای وارطان، هوشنگ سیحون، شریعت زاده، کامران دیبا، جهانگیر درویش، نادر اردلان، هادی میرمیران و چند نفر دیگر از این جمله اند، ولی در کل موج و نهضت منسجمی وجود نداشته و ندارد.

 

▪ بدین ترتیب آیا ما می توانیم از همین جا، با موج جدید معماری جهانی همراه بشویم؟ ما که همواره دربند کمیت بوده ایم تا کیفیت، دربند تقلید بوده ایم تا خلاقیت و به راستی آیا می توان دراین بین میانبری را متصور شد، که در آینده ای نه چندان دور به مقصدی مشترک با معماری غرب منتهی شود؟

- خوشبختانه امروز در ایران شاید بالای پنجاه هزار دانشجوی معماری و شهرسازی و علوم وابسته به محیط زیست داریم، که پرسش تمام آنها که آینده ی کشور را خواهند ساخت، همین است و همه هم به دنبال راه حل هستند. شاید یک سیر زمانی لازم بود تا امروز بدین مرحله برسیم. یعنی ابتدا رسیدن به یک فروبستگی و بعد گره گشایی به طرف نور و بیانی که نه فقط در سطح ایران، که در سطح بین الملل بتواند ما را سرافراز بنماید. ما از نظر قدرت فکری، این توانایی را داریم، ولی سیستم های مدیریت ساخت و ساز وکارفرمایی نسبتاً ضعیف مانده و از تکنولوژی های جدید خبری نیست. همچنین کارگرهای ماهر و تکنیسین های خبره ی علم ساخت و ساز و معماری هم نداریم. اغلب روستاییان و امروزه افغانی ها هستند، که کار ساخت بناها را انجام می دهند، که در این زمینه هیچ نوع تبحر ویژه ای ندارند. بدین ترتیب هرچقدر هم که فکر والا باشد، امکان ساخت آن تکنولوژی مطرح است که فاقد آن هستیم. اینجا مقصودم تکنولوژی های مؤثر جهانی است.

 

▪ در معماری امروز غرب، درست مانند فیلم های پرفروش هالیوود به نظر می رسد که موضوع، معنا و یا محتوا دائم تحلیل می رود و تقلیل می یابد و جای آن را فن آوری های تکنولوژیکی و ایدئولوژیکی می گیرند. فکر می کنید این روند تقلیل و تحلیل تا کجا می تواند ادامه داشته باشد و آیا دوباره بازگشت معنا و لزوم می یابدیا نه؟ مقصودم از «معنا» اینجا نوعی حس تعلق و زمین گیری معنوی است؟

- در غرب نوعی فردیت گرایی و تنوع و تکثر بیانی حاکم است. بیان معماری به گونه های بسیار متنوعی به وجود می آید و به نظر می رسد که دیگر همه چیز مجاز و ممکن است. برای همین هم تحلیل معماری معاصر غرب در این ۲۰ سال اخیر و به خاطرپلورالیسمی که وجود دارد، کار دشواری است. این آزادی بیان اما، در ضمن غناهای خاص و راههای جدیدی را هم باز می کند، که آدم های ساده در آن غرق می شوند و آدم های روشن از آن غنای تمدن خویش را به دست می آورند. راه ما در ایران نیز، حالا چه بخواهیم و چه نخواهیم، به پیشرفت های جهانی وابسته است. بستن هر مرزاطلاعاتی، علمی و حقوقی مانند مطبوعات بین الملل، اینترنت، ماهواره ها و دیگر وسایل الکترونیکی، صرفاً یک اشتباه تاریخی بسیار بزرگ به حساب می آید. انسان عاقل و معنوی، مسائل و اطلاعات خود را باید بتواند با عقل، اندیشه و آزادی خود کسب کند. یک چنین انسانی، انسانی وفادار و اصیل برای کشور است. چرا که معلومات روز جهان را در ذهن خود دارد و به عنوان فرزند این سرزمین حرفی برای گرفتن در پرده ی جهانی شدن دنیا خواهد داشت.

 

▪ از تأثیرات مجسمه سازی بر معماری یا به قول «کنت فرامپتون» از تظاهر حجمی بنا و اشکال خارجی بنا بگویید و اینکه آیا یک بنا را صرف داشتن شکل عجیب و غریب و ظاهری مجسمه گونه، می توان جایگزین بنایی با جوهره ی اساسی و بنیادی معماری کرد؟

- معماری غیر از عوامل کارکردی، ریاضی، ساختمانی و فنی، باید در شکل خارجی خودش نیز یک بار هنری را بپروراند که از طریق نگاه به یک اثر، خاطره ای ماندگار و الهام بخش برای بینندگان و شهروندان به وجود بیاید. این گونه معماری های شاخص در ضمن می تواند به وجود آورنده ی مکان های مهم برخورد و گفت وگوی مردمی باشد و نقاط عطف شناسایی یک شهر بشود، که ما متأسفانه در تهران فقدان آن را شاهدیم. در اشاره به شهر پاریس، برلن، فلورانس و شهرهای معروفی از این دست اما معماری های شاخص موجب بالا رفتن کیفیت کلی شهر می شود.

 

▪ در حال حاضر بحث فراگیری که در کشور ما هست، بحث جهانی «گفت وگوی تمدن ها» است. به نظر شما سهم معماری در پیشبرد این گفت وگوی بالقوه چقدر است؟

- اگر بخواهیم به عنوان یک ایرانی در این گفت وگو حضور داشته باشیم، شناخت دقیق میراث فرهنگی خود و قرارگرفتن در بستر بین المللی علم و اطلاعات ضروری است. فقدان هر کدام از این دو شرط، امکان تحقق هر نوع گفت وگویی را از بین می برد. گفت وگو اصولاً شرط نخست زندگی انسانی است و اگر ما به علت هرگونه نوستالژی تاریخی، از این نوع ارتباط جهانی جلوگیری کنیم، باز در همان خطای تاریخی سیر کرده ایم. ما از طریق گفت وگو می توانیم به تجربیات کشورهای دیگر در امر ساخت و ساز دست بیابیم و آن را به عنوان یک تجربه ی ایرانی ترجمه کنیم. در حال حاضر و به خاطر رویکرد مورخان و منتقدان معروف معماری غرب، عطشی در جهان برای شناخت ایران معاصر ایجاد شده، که باید از آن استفاده کنیم و حرف هایمان را بزنیم. در معماری معاصر متأسفانه تا به حال بیشتر ما شنیده ایم و ازدستاوردهای غرب گرفته ایم و در عین حال نتوانسته ایم چیزی را مطرح و معرفی کنیم. برای آنکه بتوانیم دراین گفت وگوی عادلانه شرکت کنیم، باید کیفیت محتوایی و کالبدی آثارمان را به حدی برسانیم، که خود باعث برقراری گفت وگو و ارتباط باشد.

 

▪ شما سردبیر مجله ی معماری و شهرسازی نیز هستید، که در جامعه ی ما پیشتاز بحث های نظری در عرصه ی معماری است، این مجله در کل چه اهدافی را دنبال می کند؟

- مجله ی معماری و شهرسازی در کانون جامعه ی مهندسین مشاور، اساتید دانشگاه و محققان و معماران شکل می گیرد و افراد فعال در آن از طریق رأی همین مجامع فعالیت می کنند و همین خاصیت مجله باعث طرح شدن دموکراتیک مطالب و دغدغه های مبتلا به معماران و معماری شده است. هدف اصلی مجله پرداختن به مسائل روز معماری و توجه به علوم میان رشته ای مانند جامعه شناسی، اقتصاد و … است.

در عین حال بازکردن دریچه هایی در زمینه ی هنرهای وابسته به معماری و شهرسازی مانند طراحی، نقاشی، عکاسی، ادبیات و… نیز از دیگر اهداف این نشریه است.

 

/ 0 نظر / 96 بازدید